حماسه نه دی و پایان رفسنجانیسم

الف -  از رادیو تماس گرفتند و برای برنامه ای که می خواستند به طور زنده به مناسبت سالگرد حماسه نهم دی به روی آنتن ببرند ، دعوتم کردند . از آنجا که این روزها مشغول آماده کردن مجله هستم و سرم شلوغ است  ، عذر خواستم ؛ اصرار کردند . گفتم : حرفی نیست می آیم ولی  نمی توانم درباره نه دی حرف بزنم اما درباره مهمترین شعارهای مردم در این روز چیزی نگویم . تماس گیرنده گفت : چه شعاری ؟ گفتم : شعارهای پر شماری که مردم علیه « رفسنجانیسم » و « خاندان هاشمی رفسنجانی » می گفتند و بر سر دست گرفته بودند . با لحنی که خجالت را می شد از آن براحتی استنباط کرد ، گفت : نمی خواهند در این باره سخنی گفته بشود . گفتم : من هم نمی توانم محور اصلی این حماسه تاریخی را کنار بگذارم و به نکات فرعی بپردازم . اصرار کرد . گفتم به جای من  فلانی و بهمانی را ( اسم بردم ) دعوت کنید که بسیار مناسبتر هستند . با خجالتی بیشتر گفت : آخه ، آنها هم گفتند نمی توانند درباره همین افراد حرفی نزنند ! دیدم چه جالب ؛ همه،  محور اصلی این راهپیمایی مردمی را می دانند و همه هم می خواهند در همین باره حرف بزنند و هیچ کس هم حق ندارد در این باره سخنی بگوید !

ب -  فکر می کنم همان ایام هم نوشته باشم که اهمیت این بزرگترین و خودجوش ترین تظاهرات سه دهه اخیر ، نه در تراکتها و پارچه نوشته هایی بود که علیه خاتمی و موسوی و کروبی در دستهای مردم بود و شعارهایی که مردم علیه این سه می دادند ، که این شعارها و این نوشته های عمدتاً دست نویس ، در برابر حجم شعارها و نوشته ها و تراکتهای مردم  علیه « رفسنجانیسم » و اشرافیت مستبد حاکم در این سالها ، کم شمار بود ؛ به گواهی تصاویر و فیلمهایی که از این حادثه باقی مانده و از تیغ فیلتر رهیده است و حتی در میان سانسوری که در بازنشر این تصاویر وجود دارد ، باز هم بدون نیاز به زیرکی خاصی براحتی می توان جاهای خالی یا شطرنجی شده را با اسامی خاص مشهوری پر کرد .

 

ج - نهم دی ، بیش از آنکه خروشی علیه شکست خوردگان مدعیان تقلب در انتخابات باشد ، خیزش سراسری مردم علیه کس یا کسانی بود که سالها نمی توانستند براحتی و به آزادی آن روز ، علیه او یا آنها شعار بدهند . در خاطره ای که از « اولین فریاد شبانه الله اکبر » نوشتم به نمونه ای از همین افراد که بغض فرو خورده سالیان را داشته اند اشاره کرده ام . در حقیقت ، نهم دی به نوعی قویترین دفاعیه و حمایت خودجوش ملت بزرگ ایران - اعم از مسلمان و غیر مسلمان - از « ولی فقیه » و « اصل ولایت فقیه » بود در مقابل کسان کوچکی که فکر می کردند طمع کردن به این جایگاه و برنامه ریزی کردن برای رسیدن به آن کار ساده ای برای آنان است .

در میان این افراد ، چه بسیار کسانی که حتی به نامزد های دیگری بجز رئیس جمهور منتخب دکتر محمود احمدی نژاد رأی داده بودند ، اما وقتی پای ولی فقیه و « آقا » پیش آمد ، خود را به سیل خروشان مردم انداختند و همراهی خود را با آنان نشان دادند .

 

حماسه تاریخی نه دی درسهای بزرگی برای همیشه و برای آنها که می خواستند یا می خواهند عبرت بگیرند داشت :

١- مهمترین نکته همین بود که مردم از هر چه بگذرند ، از حمایت خود از ولی فقیه و آقا نمی گذرند .

٢- این راهپیمایی نشان داد که آنها که می پندارند یا می کوشند این گونه القا کنند که حزب اللهی ها و طرفداران ولایت فقیه در ایران خیلی که باشند سه تا پنج میلیون نفرند ، تا چه اندازه احمق تشریف دارند .

٣- در این راهپیمایی - حداقل در تهران و از شهرستانهایی که من خبر دارم - هیچ عکس و تصویر و شعاری در حمایت از رئیس جمهور منتخب دکتر احمدی نژاد نبود . نه اینکه این خیل عظیم او را دوست نداشته باشند ، بلکه در این خروش بیسابقه ، مردم فارغ از راهپیماییهای بزرگ حمایتی قبلی از رئیس جمهور ، حرف دیگری داشتند که در تصاویر و شعارها مشهود بود و خلاصه آن و محور آن همان ، بیعت محکم مجددی با رهبر عزیز انقلاب بود و بس . البته تصادفاً خود ِ آقای رئیس جمهور هم در این راهپیمایی بزرگ شرکت نکرده بود و تصادفاً مردم هم نپرسیدند چرا ایشان در این راهپیمایی مردمی شرکت نکرد .

      

 

۴ - این راهپیمایی ،  بدون اینکه نیازی به تصمیم گیری یا تحرّک نهادهایی چون مجلس خبرگان رهبری باشد ، تکلیف کسانی که به صندلیهای بزرگتر چشم دوخته بودند ، مشخص کرد و اتفاقاً در نوع و شیوه موضعگیریهایشان پس از این رخداد مهم ، تأثیر گذاشت و فهمیدند که خدا روزیشان را جای دیگری حواله کرده است .

۵ - عظمت خیره کننده این حماسه ،  باعث شد که مخالفان و معاندان هم ، در منحصر به فرد ترین هذیان گویی ، به تاریخی ترین و مضحکترین توهین به مردم ایران بپردازند و مدعی شوند که تمام این مردم به خاطر «ساندیس » ، این راهپیمایی چندین میلیونی را خلق کرده اند ! خوب ، مردم هم که  ابتذال بیش از اندازه این « توهین » را ، به عنوان آخرین و خنده دارترین جوک و شوخی سال پسندیده بودند ، از این « اتهام » استقبال شایانی کردند و بدین ترتیب « ساندیس » هم به فرهنگ لغات پر بسامد ِ مربوط به واژه های سیاسی انقلاب اضافه شد و مورد استقبال قرار گرفت !

    

 

۶ - خیلی از خواص و مسئولان نظام و آنها که از لحاظ فکری و مذهبی در میان مردم مرجعیت دارند ، در حوادث پیش آمده تلخ و شیرین پس از انتخابات ترجیح دادند به جای موضعگیری علیه اصحاب فتنه ، به توجیه یا تطهیر آنان بپردازند یا درباره آنان سکوت کنند . مردم در همه صحنه ها بخصوص در این صحنه به یاد ماندنی نشان دادند که از خواص و گروههای مرجع ، جلوترند و بهتر از آنها می فهمند و تحلیل می کنند.

٧- از پیامدهای شیرین این راهپیمایی و موضعگیریهای بعدی برخی از اشراف زادگان و آقا زادگان و منسوبان به شهیدان و ... یکی هم این بود که از این پس،  مردم رسماً و عملاً فاتحه « ولیعهد پروری » و « شهبانو گرایی » را که رسوباتش هنوز در دل و ذهن برخی باقی مانده بود ، خواندند و دیگر کسی به اعتبار فرزند ( دختر یا پسر )  یا همسر فلان آقا بودن ، به دنبال ارج و قربی بین توده مردم نمی گردد.

 

٨- مردم نشان دادند به فرمایش امام خمینی ، « با کسی عقد اخوت نبسته اند»  و با هر کسی تا آنجا همراه هستند که او با رهبر و ولی فقیه همراه است و اگر کسی با رهبر عزیز همراه باشد ، با او « هم » هستند :

مرا عهدی است با جانان ، که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را ، چو جان ِ خویشتن دارم

***

پ . ن : یک بار دیگر عکسهای خودم را از آن واقعه تاریخی آپلود کرده و در بین مطالب همین روزنوشت گذاشته ام و بقیه را در اینجاها + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، +   تا اگر فیلتر نشد ، این بخش سانسور شده عکسها برای آیندگانی که می خواهند تصویر درستی از این حماسه داشته باشند ، در تاریخ بماند .

مرتبط :

- شعارها و تصاویری که صدا و سیما پخش نکرد

- اولین فریاد شبانه الله اکبر

- تصاویر اختصاصی مشرق از حماسه نه دی 1388

ساندیس خور کراواتی  

 

/ 27 نظر / 153 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارّه بانو!

درود! فتنه ی بعد هم همین نوچه های هاشمی راه میندازن که هنوز اندکی آبرو و ژست ولایی دارن!!!

لعن علی عدوک یا علی ..........

رفیق

نباید درباره فرزندان آقای هاشمی خوش خیال باشید . اگر نظام قصد دستگیری مهدی هاشمی را داشت که اینقدر تو بوق و کرنا نمی کرد اینقدر گفتند تا اون بترسد و ایران نیاد و قهرمان بازی در نیاره و آبروی آقای هاشمی هم نره.

رفیق

نباید درباره فرزندان آقای هاشمی خوش خیال باشید . اگر نظام قصد دستگیری مهدی هاشمی را داشت که اینقدر تو بوق و کرنا نمی کرد اینقدر گفتند تا اون بترسد و ایران نیاد و قهرمان بازی در نیاره و آبروی آقای هاشمی هم نره.

سبزعلویان

در “عدالت شیشه ای” جرم ما “عمار” بودن است می دانم بد وقتی است برای قصه شنیدن اما من می خواهم برای تان قصه بگویم: دوره دوره جشن انتخابات بود که یک غول حمله کرد به رای ما. غول، غول عجیبی بود. دستش را می زدی، پایش را در پلکان طیاره امام نشانت می داد. پایش را می زدی، دست بیعتش را با علی در خیبر و بدر می کوفت بر فرق سرت. نیامده بود تهران را ۳ روزه فتح کند. آمده بود تهران را کوفه کند. ادامه مطلب را بخوانید....

محمد

خواستم ببینم منظورتون از این حرف چی بود:(تصادفاً خود ِ آقای رئیس جمهور هم در این راهپیمایی بزرگ شرکت نکرده بود و تصادفاً مردم هم نپرسیدند چرا ایشان در این راهپیمایی مردمی شرکت نکرد )اگه منظورتون انتقاد به رییس جمهور بود که هر آدم بلانسبت شما عقب مونده فکری نه حتی سیاسی هم این موضوع رو درک میکنه که حضور دکتر در این مورد یعنی دعوای دو رقیب و سوء استفاده رییس جمهور از اعتراضات مردمی به نفع خود و همین شما دوباره فردا ازش میپرسیدین که چرا شرکت کرد؟؟؟

مش غلامرضا به محمد

داداش ، هر آدم بلا نسبت شما عقب مونده فکری نه حتی سیاسی هم این موضوع را درک کرده که راهپیمایی نه دی ربطی به دفاع از نامزدها نداشت و فقط در دفاع از حضرت آقا بود و بس . بنابر این اگر دکتر شما و ما فکر کرده مردم برای اون اومدن خیابون اشتب زده و خب ضرر کرده چون یک هیچ به سود مردم شد تا جناب دکتر ! آره داداش [بازنده]

رقیه

سلام ممکنه کمکم کنیدبی زحمت

حمزه رمضانی

سلام مطالبتون جالبه .من 9 دی پارسل رو مخصوصا اومدیم تهران با دوستان و هزینه خودمون شهر ما 700 کیلومتر از تهران فاصله داره درق از شهرای خراسان شمالی هستش. از کار و زندگی زدیم چون دیدیم اگه جمعیت فشرده نباشه دشمن رو خیال بر میداره که ملت از اسلام حقیقی دست بر داشتند ولی ما با با چشم خودمون دیدیم جمعیت چقد زیاد بود اولین بار بود که همچین شوری رو میدیدم مردم هم عصبانی بودند هم همدل . جمعیت قبل از بیمارستان بو علی سر خیابون کهن شرو میشد تا چهار راه ولی عصر که قفل بود . من اهل شلوغ بازی و این حرف نیستم اما اون دفعه فرق میکرد آقای د}اکام به ما کمک فرهنگی کنید

مجتبی ارغوان

سلام...گرفتاری ایام امتحانات باعث شده بود کمتر به اینترنت سر بزنم..مطالب اخیرتون کولاک کرده...خدا قوت ...یا علی